توی این شهر بزرگمنم ک نیمه های شب,بایک لیوان قهوه گرم و یک شال به دورم,در خاطرات تو پرسه میزنم...وقتی به خودم می آیم که خورشید,نگاه کجش را به من می اندازدو روز,به من دهن کجی میکند...
#بی_مخاطب
برچسب: نویسنده: یاسین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 8:53